X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

خاک تو سرم

یک جزیره تنها شدم.

ای کاش با اسم واقعیم نمینوشتم. ای کاش این وبلاگ یک وبلاگ خاله زنکی بود. (مگه حالا نیست؟) ای کاش روم میشد در مورد مسائل خانوادگی خودم مینوشتم. انرژی زیادی ازمون رفته. داغون شدیم.

... هر چی نوشته بودم پاک کردم.

بی خیال. دوباره خوب میشم. حماقت بشر تمومی نداره. بدم میاد از زندگی.

مرده شور هر چی محبت و برادری و دوستی و عشقه بشورن که با این دام ها آدمو خر میکنن و به این روز میندازن. آدم این قدر پررو؟ نه ندیده بودم.

توضیحات: استثنائا این نوشته در مورد یک زن است. ولله...