X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

همینه دیگه

امروز ۱۸ شهریور سالگرد ازدواج ما است. سال ۷۹ بود. یعنی خونه زندگیمون ۱۱ ساله شد. تا به حال سقف های زیادی عوض کردیم. هنوزم سقفی که بالای سرمونه مال خودمون نیست. ولی اینش خوبه که هدف هامون رو دنبال میکنیم و یواش یواش پیش میریم. خوشحالم که تو این ۱۱ سال هیچ وقت از آرزوهامون دست نکشیدیم و دچار روزمرگی های یک زندگی عادی نشدیم. دوست های خوبی هم داریم. چه حقیقی چه وبلاگی (از اسم دوست مجازی خوشم نمیاد. چون دوستهای وبلاگیم باحال هستند و دلم نمیاد بگم حقیقی نیستند) حالا نمیگم کاملا موفق و خوشحال بودیم. چون بالاخره مشکلات زندگی روی اعصاب آدما تاثیر میذاره و عرصه رو بهشون تنگ میکنه. 

ما داریم میریم کوتنا. برای شرکت در جشنواره هنر محیطی در روستا. شما نمیایین؟