X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

پـــــــــــز مـــــــی دهیــــــــــــــــــــم...

رفته بودیم عید دیدنی خانه مدیر پژوهش های باستان شناسی مجموعه شهر سوخته آقای دکتر سید رسول موسوی  که رییس دانشکده  هنر و معماری زاهدان هم هست. چقدر هم زود با ایشان پسرخاله شدیم. از همه جای آن جا از ایشان سوال کردیم و من یکی از سوالات مهم زندگیم را مطرح کردم: آیا الفبای فارسی برگرفته از الفبای عربی است یا برعکس؟ این سوال هم به این خاطر به ذهنم رسیده بود که الفبای فارسی گسترده تر از مال آنهاست. و این موضوع را متوجه شدم که در شهر سوخته هنوز اثری از نوشته و خط پیدا نشده است. یعنی خط در 4800 سال پیش اختراع شده و این شهر قدمت 7000 ساله دارد. آخ یادمان رفت از تمدن جیرفت سوال کنیم. این اسم شهر سوخته یک نام محلی است که ساکنان کنونی منطقه به آن داده اند. چون تکه های سفال سیاه و خاکستری آنجا میدیده اند. ولی آنجا نسوخته بوده. فقط تکنیک سفال سازی در آنجا به نحوی بوده که دم و بازدم کوره را میبسته اند و سفال ها کربنیزه میشده است. البته چند حریق آنجا اتفاق افتاده بوده و،حتی جسد یک دختر چهارده ساله هم انجا پیدا شده، ولی منجر به حریق کلی شهر نشده است. 

راستی ایشان پسر خاله آقامون هستند. دلتون آب. اولین عید دیدنی مفید عمرم بود.