X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

سلام به امنیت و آزادی

سلام. این جا خیلی امن تره. از همون اول باهاش احساس صمیمیت بیشتری میکنم. خیلی دوستش دارم. چون خلوت دل بود جای صحبت اغیار. حالا دیگه خلوت دل نیست جای صحبت اغیار. چقدر سکوت و آرامش این جا بهم می چسبه. این سیستم بلاگ اسکای هم خیلی هوشمنده ها. خوب دیگه وقتی طراح لوگوش دوست صمیمی و عزیز منه دیگه خودتون حساب کنید دیگه...  ای خدا اینقدر دوست دارم لو بدم که نگو...

در آینده صحبت های زیادی دارم. بعضی نوشته های اون مرحوم رو آوردم.  فقط اونایی رو که دوست داشتم. آخه بعضی ها رو دوست نداشتم. حیف که نمیشه نظرات دوستان رو منتقل کرد. یعنی میشه فقط 4 شبانه روز کار مداوم میخواد. خوب. ما بریم ناهار درست کنیم. البته من نوشتم روزنگار. ولی نمیخوام بیام اینجا و از ناهار درست کردنم بگم. شاید بتونیم با این نوشته ها آدم بهتری بشیم. اون یکی وبلاگ که خیلی بهم کمک کرد. خیلی احساس خوبی داشتم. امیدوارم این هم همین جوری خوب بااشه.

دیدین این جا چه جوریه؟ از همه درزهاش گل زده بیرون!