X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

جشن صنایع دستی در خانه کلبادی ها.

باران با لباس محلی که براش دوختم. در حال نواختن لله وا

باران و لیلی روی شیر سنگی های خانه کلبادی ها


باران و لال( لال در یکی از شبهای پاییز صورت خود راسیاه میکند و با یک ترکه به در خانه مردم روستا میرود و موجودات غیر بارور مثل درختی که میوه نمیدهد یا زنی که بچه دار نمیشود یا دختری که شوهر نکرده را با ترکه میزند که بترسند و بارور شوند! ) میگویند که این ترکه نشان آرش کمانگیر است که نماد آبادانی و باروری و سر سبزی است.