X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

یه چیزی میخوام بگم...

... ولی ...

نمیتونم بگم. خیلی برام سخته. خوابهام پر شده از موضوعات آشفته. تو بیداری همه اش دارم افسوس میخورم. دیگه تحمل ندارم. دادیار هم روز خوشی نداره. اونم همه اش داره خواب بد میبینه. میدونم چند روز دیگه حال هر دو مون بهتر میشه. ولی تا بهتر بشه ما مردیم و زنده شدیم. دلمون به درد اومده. و به  حال یه نفر میسوزه. همین. صبح تا شب دارم میکوبم رو دستم و میگم آخه عقل آدم کجا رفته؟ برای چی آدم باید خودشو بدبخت کنه؟ دیدن ناراحتی دیگران خیلی عذاب آوره. حالا شاید خود اون آدم به این بیچارگیش عادت داشته باشه ولی دیدنش برای ما که فکر دیگه ای میکردیم و حالا با واقعیت روبرو شدیم خیلی ناراحت کننده است. چقدر روابط بین ادما پیچیده ست. داستایوفسکی متخصص این جور داستاناست که بر اساس روابط بین آدما ساخته میشه. این چیزی که برای ما پیش اومده بن مایه های یه رمان این مدلی رو داره. حیف که دوست ندارم اصلا راجع بهش صحبت کنم. یعنی دلم کبابه. بیخود نیست بعضی آدما تو برقراری روابط حد و مرز رو نگه میدارن و خط قرمزاشون خیلی پررنگه. بعضی آدما اونقدر دایره روابطشون محدوده که توش دو سه نفر بیشتر جا نمیشن. ما جزو کسانی بودیم که هر شب یا مهمون داشتیم یا مهمونی بودیم. ولی دیدیم که همه آدما که مثل هم نیستن. و همین باعث ایجاد سوء تفاهم میشد و همیشه مشکل داشتیم. خیلی روابطمون رو کم کردیم. تقریبا به صفر رسوندیم. هم به خاطر همین چیزی که گفتم. هم به خاطر درس آقامون. خیلی دیر و سخت به دیگران نزدیک میشیم. مگر اینکه خود اون آدم اصلا اهلش نباشه که بخواد مزاحمتی ایجاد کنه. یعنی از اون کسانی باشه که دایره دوستاشون محدود به مامان و باباشونه. ما هم خیالمون راحت تره... همین. اگر همین چند جمله رو هم نمینوشتم دیگه منفجر میشدم.

خدا رو شکر که این وبلاگ نویسی هست. من هرچیزی که میام این جا مینویسم، هم به خاطر نفس نوشتن و خالی شدن ذهن و زبان ، هم به خاطر بازخورد هایی که از نظرات دوستام دریافت میکنم، کلی روحیه و انرژی میگیرم. کلی چیز یاد میگیرم و نظرم متعادل میشه. مثل همون قضیهبازخوردش.

الان که نوشتم حالم خیلی بهتره. خیلی. دوست دارم این بلاگ اسکای رو.

بی خیال. به جاش این صدای جادویی رو گوش کنید و حالشو ببرید. کیفیتش هم ام پی 3 هست و محشره. این هم یکی از لوازم زیستن و شرط حیات این جانب هست که بدون اون روزم شب نمیشه.خودم یه بار آزمایشی دانلود کردم که ببینم درست کار میکنه یا نه. 2 دقیقه و 33 ثانیه بیشتر نیست. دانلودش راحته. طفلک آقامون سر این قضیه کلی زحمت کشید و با نرم افزار فیلم رو تبدیل به فایلهای صوتی کوچولو کرد که من راحت بریزم تو موبایلم و تو در و دشت و بیابون و خیابون گوش بدم.


تو رو خدا خانمها اسکندری؛ سهیلا ؛ مریم شب تنهایی؛ نایریکا ؛ فروغ نجفی و فاطمه اختصاری یه خبری از سلامتی خودشون به ما بدن. مردیم از نگرانی.


Some people never go crazy. What HORRIBLE lives they must live

 Charles Bukowsky