X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

بحران روز مرد جدی میشود.

میخوام اسم وبلاگمو عوض کنم و به جای پیانیست بذارم: فمـ.ینیـ.ست...

بابا ولله به خدا مملکت رفته رو هوا. هر جا رو نگاه میکنی همه زن و شوهرا از هم گله دارن. من به مناسبت خیانت جدیدی که از یکی از نزدیکانمون به شوهرش دیدم اینو مینویسم.

به دختران در مورد خانه داری چه آموزشهایی داده میشه؟ میگن مواظب باش چاییش سرد نباشه. تا رو زمین ننشسته چاییش جلوش باشه. وقتی کلید رو انداخت تو قفل در، ناهارش رو سفره باشه. غذا باید دهن مرد رو بسوزونه. لباسش اتو داشته باشه. جلوی دیگران جوری رفتار کن که پیش دوستاش سر بلند باشه. ابراز خاکساری یادت نره. تو جمع شوهرتو بالا ببر. همیشه غذاهایی درست کن که دوست داره. بهش اعتماد به نفس بده. از قدرتش تعریف کن. بذار خودشو قهرمان زندگی تو بدونه... که همه اش اشتباهه. کسی که مدام بخواد دیگری رو مسوول زندگی خودش بدونه دیگه نمیتونه در مواقع حساس تصمیم درست بگیره. عقل خودش کجا میره؟

آموزشهایی که -از طرف اجتماع ، نه کتاب مردان مریخی زنان ونوسی- به پسران داده میشه: به زن که رو بدی بدبخت میشی. هر چی زنت گفت برعکسش عمل کن. وظیفه زن اینه که ظرفاشو بشوره و حرف مفت نزنه. اگر میگه مریضم حتما داره یه نقشه ای میریزه که یه پولی ازت بسلفه. زن که دو روز کتک شو نخوره هار میشه. افسارشو بکش که نتونه نطق بکشه. گریه زن اسلحه شه. مواظب باش گول نخوری. اشک زن حیله شه. این زنا فلانن و بهمانن.

متلکها و شوخی های مردها در محیط خانواده: میرم زن دوم میگیرم. هوو دوست داری؟ مادر بچه ها خسته است باید براش یه کمکی خوشگل و جوون بیارم که دست تنها نباشه. رفته بودم خونه اون یکی، دیر شد. اون زنم خیلی خانه دار تره. بیشتر بهم میرسه. خدایا این زن سی ساله رو ازم بگیر دو تا 15 ساله بهم بده.

از پدراشون چی یاد میگیرن؟ پدره برمگیرده به زنش ، همون مادر بچه ها که بهشت زیر پاشه و از این مزخرفات، میگه: گه نخور. خفه شو. حرف مفت نزن. تو چیکاره ای؟ به تو چه مربوط؟ پول خودمه. خونه خودمه. ماشین خودمه. بچه خودمه میخوام بکشمش. تو دخالت نکن.

وقتی شکسپیر کتاب مینویسه به نام «رام کردن زن سرکش» و توش مینویسه که اگه زنتون سرکشی کرد، صفتی که بیشتر مناسب حیوونه تا آدم، باید شما دست پیش بگیرین و صداتون رو بالاتر ببرین که بترسه، دیگه از سعدی که یه جهان سومیه چه انتظاری میره؟

وقتی دو تا مرد با هم دعواشون میشه چه کسی فحش میخوره؟ مادرا و خواهرا و ... تو شوخیا عمه ها و خاله ها... جنسیتشون چیه؟ مونث. 

همه دخترای مملکت ما تحصیل کرده و با شعورن؟ نه ولله. ولی آدم هستن و نصف جمعیت کشورن. خوب دلشون عشق میخواد. هیجان میخواد. لطافت میخواد. مردهای جامعه ما چی بلدن؟ چی از باباهاشون یاد گرفتن؟ یاد گرفتن که زندگی صحنه جولان اوناست. تاخت و تاز جنس مرد در زندگی یه امر بدیهیه. اصلا احتیاج به اثبات نداره. خوشبخت ترین مردها مردهای مازندرانن. حال میکنن. یعنی تو برنامه زندگیشون کوچکترین تغییری پیش نمیاد. زناشون نمیذارن آب تو دلشون تکون بخوره. اگر یه روز زنشون بره مسافرت اینا بدو بدو خونه مامان جونشونن. دریغ از یه نیمرو. در عوض وقتی عکسهای عروسی مازندرانیا رو میبینین، خانومه جای دختر داماده. 5 سال که میگذره قیافه شون دقیقا میشن عین خدمتکارا. دستاشون عین کارگراست. بعد از چند سال با هم وای میسن عکس میگیرن و هر کی میبینه میگه این خانوم مادر این آقاست؟ (این مورد رو یکی از دوستامون در مورد یکی دیگه از دوستامون گفت). بچه دومشون رو که میگیرن بغلشون، یکی برمیگرده میگه نوه تونه؟ چقدر نازه... (این مورد رو من خودم به یکی گفتم که بعد از چند سال جوون جوون فوت کرد). آمار سکته تو سن پایین و آرتروز و درد مفاصل و کمر درد و درد قلب و میگرن خیلی تو این ملک بالاست. حالا همین خانوما پسراشون رو چه جوری بزرگ میکنن؟ یه انگل. هیچی یادشون نمیدن. ولی بچه خودش تو خانواده میبینه که مادر به دخترش میگه: "مگه نمیبینی پدرت یا برادرت آب میخواد؟ پاشو دیگه. مگه نمیبینی سفره مونده رو زمین؟ پاشو دیگه." و اگر دختره ، طبق فطرتش بگه که پس چرا غضنفر نباید پاشه؟ هیچی دیگه... جلوی همون غضنفر هر چی تو دهنشون میاد بار دختره میکنن که چرا به ساحت مقدس یه مرد توهین شده... خوب حالا این دختره بزرگ میشه و میره با یکی مثل برادر خودش ازدواج میکنه. ولی یه دختر امروزیه. خیلی چیزا سرش میشه که مادرش تو خواب هم نمیدید. خوب این دیگه تحمل نمیکنه. اگه هم خیانت کنه تا ته ماجرا میره. همه که باشعور و مودب نیستن که بفهمن و بسوزن و بسازن. خیلیا طاقت ندارن. نمیتونن تحمل کنن که مثل حیوون باهاشون برخورد بشه. که جنس دوم خونه باشن. که بشن خدمتکار یه مرد بی سر و پایی که از خودشون کمتره و اگر زنش نباشه نمیتونه جورابشو پیدا کنه. عاصی میشن. دست به غرغر میزنن. از بچه ها کم میذارن. سر دردهای میگرنی تو مازندران خیلی زیاده. و جدیدا با عرض تاسف باید گفت که تو نسل جدید و البته قشر درس نخونده بیشتر، آمار خیانت داره میره بالا. نمونه اش همین دوستای اطرافیانم. مردهاشون همکلاسیای دانشگاهی مون بودن. ولی تو محیطی بزرگ شدن که همین برخورد رو با زناشون یاد گرفتن. دیگه احترام و حقوق طرف مقابل یعنی کشک. قبلا خانوم یکی از دوستامون ازم پرسید که تا به حال شنیدی خانومی با وجود متاهل بودن عاشق مرد دیگه ای بشه؟ من سریع مطلب رو گرفتم که طرف خودشو میگه. و دیگه نفهمیدم چی شد. همون بار آخر بود که دیدیمش. ولی این مورد جدید عید خونه ما بودن. شام دعوتشون کرده بودیم. خانومه ماه بود. ولی مرده از اون مردهایی بود که حرف حرف خودشونه. و تازه با خبر شدیم که خانومه ... هیچی بابا . چی بگم.

به مردهای این مدلی: ما ننه تون نیستیم. شریک زندگی هستیم. این شراکت کجا خودشو نشون میده؟ ولله از بزرگی و مردونگیتون چیزی کم نمیشه اگر یه کمی خودتون رو کنترل کنین و صداتون رو بیارین پایین. فکر نکنین که زنتون باید ازتون بترسه تا بهتون احترام بذاره. بچه تون حیوون سیرک نیست که رامش کنین. باید تربیتش کنین. اگر حوصله تربیت کردن بچه ندارین پس چرا اینقدر دوا درمون میکنین که حتما بچه دار شین؟ و اگرنشدین سریع یه زن دیگه از تو آستین تون رو میکنین؟ خدا نسل مردهای زبون نفهم رو از رو زمین برداره. و همین طور زنای ناقص العقل رو.