X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390

بفرمایید یه فنجون مال حروم

فتوای امروز: cd همان نعلبکی است. لا اقل شکل ظاهریش.

وقتی منیره گفت که با طرح سوالای فقهی زنای فرهیخته مجالس رو میپیچونده یاد همین روز شنبه افتادم که تو مجلس زنونه ما صحبت از قهوه تلخ شد.

باران خیلی قهوه تلخ رو دوست داشت و ما هم که خیلی متمدن!! تا سری 21 رو براش اوریژینال خریدیم. شما حساب کنید چقدر پولش میشه. یعنی پول دو جفت کفش بچه رو دادیم براش این مجموعه رو خریدیم. بعد دیدیم دیگه این رشته سر دراز داره و حالا حالاها تموم بشو نیست، و ما هم که اهل دزدی نبودیم، کلا دیگه نخریدیم. واقعا خیلی کش پیدا کرده و دیگه دیدنش اصلا فایده نداره.

تو اون مجلس صحبت همه اش از این بود که یه dvd شو داریم که توش از قسمت اول داره تا مثلا قسمت بیستم و سی ام و غیره. هیچ کس اصل cd رو نخریده بود. گفتم که خیلی کار بدی کردین. چون این مهران مدیری بدبخت این همه هزینه کرده که ما بخریم و پولش بهش برگرده. گفتند تو اصلا نترس. پولش صد برابر بهش برگشته. گفتم خوب برگرده. نوش جونش. فیلم خوب ساخته باید نتیجه شو ببینه. آخه این که نمیشه. خودش اولش گفته کپی نکنین. بخرین. گفتن بگه... حالا چون اون زد تو صورتش و گفت کپی نکنین ما باید این همه پول بریزیم تو شیکمش؟ گفتم این کار خیلی زشته. اون کلی زحمت کشیده هزینه کرده. نباید ببینین. این کار دزدیه. گفتن چی؟ حالا دیگه ما دزدیم؟ بعد همون خانوم خیلی فرهیخته که میگفت از لحاظ شرعی چرا بچه رو میفرستی موسیقی، گفت: نگاه کن، من الان این نعلبکی رو خریدم، دیگه استفاده نمیکنم. میخوام بدم خواهرم استفاده کنه. اون وقت اون صاحب کارخونه که اینو درست کرده باید بگه اون باید برای خودش جدا بخره؟ این cd هم یه کالای تجاریه. من دیگه نمیخوام، میدم یکی دیگه. اون نمیخواد، میده یکی دیگه... تازه کپی که نکردیم!! خلاصه عادت به شرعی کردن هر چیز غیر شرعی با کلاه شرعی...  گفتم بابا این فرق داره. شما این نعلبکی رو نخری عینش تو بازار با هر طرح و رنگ دیگه ای بخوای هست. ولی قهوه تلخ فقط یه مورده. تکه. دیگه هیچکی عینشو نساخته که مردم این نشد برن اون رو بخرن. این پول حرومه که از گلوی ما پایین نمیره. آخرش دیدم هیچ جوره راضی نمیشن که کار بدی کرده ن، گفتم اون نمازی که شما ها میخونین به چه دردی میخوره؟ هیچ آگاهیی پشتش نیست. آخه شماها دلتون خوشه که مثل کلاغ رو مهر نماز نوک میکوبین (خدا شاهده همین جوری گفتم) یا تو ماه رمضون دهنتون رو میبندین. دیگه به اصل اسلام که نوع دوستی و آزار نرسوندن به دیگران هست هیچ کاری ندارین. اصلا اسلام به این نیست که پوسته شو رعایت کنین. اصل به اینه که دزدی نشه. حق کسی ضایع نشه. گفتن اوه اوه این بچه ملا داره به ما اسلام یاد میده. ولش کنین. پای حرفای این بشینین باید همه زندگیتونو بفروشین خمس و زکات بدین... 

هیچی این بود بحث بی نتیجه ما در مورد زندگی به روش درست.