X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
سه‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1390

یک منجمد هستم.

واقعا، جدی، به خدا، به جون جفت بچه هام، داریم یخ میزنیم. این بار مثل اون دفعه نیست. اون دفعه یه کمی خنک بود و منم برای طنز یه خورده پیاز داغشو زیاد کردم. الان داریم جدی یخ میزنیم. نرگس جونی در خدمتیم. بقیه هم همینطور.

یعنی شب لحاف نکشیم یخ زدن حتمیه.