X
تبلیغات
رایتل

پیانیست

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1392

سال 92 هم رفت...

خونه اینترنت نداریم. الانم کتابخونه ام. خیلی دلم می خاد از کادوی باران عکس بذارم. اگه وصل شد، که فکر کنم بعد از سیزده به در بشه، کلی عکس دارم براتون بذارم. هم برای یکی از همکارام ظرف هفت سین درست کردم و هم برای مدرسه مون. برای هفت سین خودمون هم فکرایی دارم که امیدوارم مثل هفت سینای توی اینترنت خز نباشه. اصلا کار تقلیدی دوست ندارم.

اینترنتمون قطعه تمام استخونام درد میکنه.

همکارم خوابش برده! بیچاره به خاطر یک نفر اومده از صبح این جا اسیر شده. منم روز کاریم نبود خودم داوطلبانه و طی یک حرکت ورزشی و جوانمردانه پاشدم اومدم که تنها نباشه. دیدم دود کرده رفته آسمون از عصبانیت. آخه این جا امروز فقط یک نفر هست..

سال نوی همه دوستانم مبارک باشه...